Loading...
مشاوره، طراحی، ساخت و نظارت اتاق تمیز و نوسازی و بازسازی، نگهداری و تعمیرات، بهینه سازی کارخانجات (دارویی، ملزومات دارویی، تجهیزات پزشکی، آرایشی و بهداشتی، ضدعفونی کننده ها، شوینده ها، مواد غذایی و صنعتی)

کنترل کیفیت و اهداف آن

کنترل کیفیت و اهداف آن


مقدمه
در مهندسی و تولید صنعتی، بخش کنترل کیفیت و مهندسی کیفیت به بخشی گفته میشود که به درست کردن روشهایی مشغول است تا کارخانه بتواند بهوسیله آن روشها از مرغوبیت و مشتری پسند بودن کالاهای تولیدی خود مطمئن گردد. این روشها و سیستمها معمولاً با همکاری با دیگر رشته های مهندسی و بازرگانی طراحی می شوند. کنترل کیفیت یکی از مباحث مهندسی صنایع و سیستم هاست. کنترل کیفیت علاوه بر دسترس پذیر کردن کیفیت،بهره وری فعالیت سازمان را نیز افزایش می دهد.در این راستا بسته به نوع عوامل موثردر کیفیت و وسعت حوزه ی بررسی ،کنترل کیفیت آماری،تضمین کیفیت و کنترل کیفیت فراگیر مطرح شده اند.هر یک از کنترل های اشاره شده به مقدمات و ابزاری نیاز دارند که طراحی و پیاده سازی آنها در مهندسی صنایع وسیستم ها مورد مطالعه قرار می گیرند.کنترل کیفیت واحدی است که در زمینه ی اداره ی استانداردهای تعیین شده از سوی سازمان و همه ی موادی که توسط سازمان مصرف و تولید می شوند مسئول است و بازرسی یک قسمت مهم از این جریان است.


کیفیت چیست؟
واژه كیفیت خود منشا سردرگمی های زیادی است، زیرا در صحبت های روزمره معمولاً دلالت بر ((برتری)) دارد,در این صورت واژه كیفیت دارای نوعی ارزش ذهنی می شود كه تشریح آن به آسانی ممكن نیست، امّا اكثریت مردم باور دارند كه آن را می فهمند و توان تشخیص آن را دارند. در حال حاضر كیفیت در صنعت تولید و به طور فزاینده در حوزه های دیگر بار مفهومی دقیق تری دارد كه به معنی شناسایی ویژگی های یك فرآورده یا نوعی خدمت، به گونه ای كه خواسته های مشتری را در سطح قابل قبولی برآورده تعبیر می شود. در این صورت كیفیت نوعی ارزش عینی دارد كه قابل اندازه گیری و سنجش است.سطح این ارزش، تصریحاً یا تلویحاً، بر اساس توافق بین مشتری و عرضه كنندگان مشخص می گردد. مفهوم عینی كیفیت همین است كه در سراسر این مقاله دنبال می شود.

كیفیت به عنوان مجموع خواست های مقبول مشتری دو خصوصیت اصلی دارد:
انتظار مشتری، یعنی این كه محصول تولیدی باید خواست هایش را برآورد كاستی های موجود در محصول یعنی این كه در برآوردن هدف موردنظر با شكست روبرو می شود یا این كه نارضایتی به دنبال دارد. صنایع تولیدی به منظور برآوردن رضایت مشتری باید از طریق فرآورده های تولیدی در دو جهت اقدام كنند از دیدگاه بیرونی، در نظر داشتن خواست های مشتریان فراورده ها؛از دیدگاه درونی، در نظر گرفتن پیامدهای تنوع انسانی و ابزاری به منظور هر چه كمتر كردن تعداد فرآورده های ناقص. این مفاهیم كلی برای فراورده های اطلاعاتی نیز همچون سایر فراورده های بشری كاربرد دارد.


تاریخچه کنترل کیفیت
در مراکز در قرون وسطی به دلیل سادگی فرآیند تولید , هر کارگر می توانست تمام قسمت های یک کالا را به تنهایی بسازد . از این رو لذت حاصل از تولید کل کالا به جایی جزئی از آن کافی بود تا کارگر وقت بیشتری را برای رسیدن به کیفیت بالای کالا صرف نماید . انقلاب صنعتی باعث کاهش این انگیزه شد . چرا که دیگر کارگر بر خلاف گذشته , سازنده یک کالا نبود بلکه تنها جزء کوچکی از فرآیند ساخت آن را بر عهده داشت . در انقلاب صنعتی , روسای کارخانجات بزرگ نمی توانستند شخصا بر تمام وقایع نظارت داشته باشند . بنابراین ناچار بودند به طریق دیگری مشکلات را حل نمایند . این امر به منظور حفظ منافع اقتصادی و ایمنی مصرف کننده و نیز افزایش میزان تولید و به وجود آمادن رقابت مورد توجه جدی قرار گرفت و به این منظور به کارگیری روش های بازرسی برای جلوگیری از عرضه محصولات نامرغوب یا معیوب به بازار به سرعت گسترش یافت . حتی بسیاری از واحد های تولیدی به منظور اطمینان خاطر مصرف کنندگان و گاه به عنوان ابزارهای تبلیغاتی اعلام می کردند که در تولید خود از روشهای بازرسی صد در صد بهره می برند . بنابراین اولین مرحله کنترل کیفیت پدیدار شد که هدف از آن فقط جداسازی محصولات معیوب از سالم بود و به منظور کاهش تعداد محصولات معیوب , ابداع روشهای علمی جدیدتر ضرورت یافت . در سال 1994 دکتر والتر شوهارت آمریکایی اولین نمودارهای آماری را به منظور کنترل فرآیند تولید ابداع و معرفی نمود . بنابراین وی را پایه گذاری کنترل کیفیت آماری می شناسند . ولی استفاده از علم آمار در صنعت از این زمان آغاز نشد . علت این امر اعتقاد نداشتن مدیران تولید به روشهای آماری و همچنین کمبود متخصص علم آمار تولیدی بود.


اهداف کنترل کیفیت
حفظ استانداردهای تعیین شده،کشف و تصحیح انحرافات پروسه درعمل و ارزیابی کارایی واحد ها و افراد.


فعالیت های کنترل کیفیت


1-کنترل طرح محصول و هم چنین طرح فرایند.
2-کنترل مواد ورودی.
3-کنترل حین تولید به منظور اقدامات پیشگیرانه.
4-مطالعات ویژه در فرایند با هدف ریشه یابی مشکلات اصلی.

عوامل ایجاد کالای بی کیفیت


1-خطاهای انسانی.
2-مواد اولیه.
3-ماشین آلات و ابزار آلات.
4-محیط تولید.
5-ضعف در طراحی.


عوارض ناشی از کالای معیوب


1-ادعای خسارت.
2-برگشت محصولات تولید شده.
3-هزینه های اصلاحی.
4-هزینه های پیشگیرانه.
5-سلب اعتماد مشتریان از سازمان


چالش فرا روی اکثر مؤسسات تولیدی و خدماتی هنگام مواجه شدن با تنزل کیفیت کالا و خدمات آن مؤسسات، یافتن علل کاهش کیفیت و خدمات این سازمانها است. کارشناسان دلایل پائین بودن کیفیت کالا و خدمات را معمولاً در سوء مدیریت، عدم برنامهریزی مناسب و کم بها دادن به وظیفه کنترل کیفیت میدانند. اولین مسئول حفظ کیفیت محصول و یا خدمات، مدیرآن مؤسسه تولیدی یا خدماتی است. زیرا مدیـــران بــایــد مــراحــل پیشرفت کــار را در تمــامی رده های شغلی در سیستم خود کنترل نمایند. بنابراین، این پرسش مطرح می شود که یک مدیر خوب چگونه باید بر محیط کار نظارت کند تا بتواند بالاترین میزان کیفیت را برای تولیدات کسب نماید. اولین نکته این است که برای مدیر کیفیت نخستین اولویت باشد. هرگز در مورد برنامه های زمانی فاکتور کیفیت را فراموش نکند. هرگز اولویت بندی بودجه را بدون در نظــر گـرفـتـن هـــزینــه افـزایـش کیفیـت بـــررسی ننمــایـــد و هــرگـــز مـیزان بـودجــه برنامه های مختلف کـــارخـــانـه و یا شرکت خود را بدون بررسی کیفیت آن موارد مورد سنجش قرار ندهد. بدون شک برای داشتن کیفیت بالا در یک سازمان باید تاریخچه ای از مفهوم کیفیت از آن سازمان و هدفهای آن سازمان در اختیار داشته باشیم. به بیان دیگر، اگر میخواهیم که سازمان ما به سمت افزایش کیفیت پیش برود باید اطلاعات خود را در مورد واژه کیفیت بالا ببریم. دقیقا زمانی که ما متوجه می شویم چگونه می توانیم مدیریت زمــان و بـودجــه را رعایت کنیم همـان زمـــان است کـــه می توانیم به مدیریت کیفیت هم پی ببریم. ما باید با رابطه بین بودجه، کیفیت و زمان آشنا باشیم.
دقیقا در این زمان می توانیم با سرمایهگذاریهای موثر که باعث افزایش سود سهام مالی میشوند، کیفیت تولیدات و خدمات خود را هم بالا ببریم بدون این که اثرات منفی در بخش بودجه و زمان را تحمل کنیم. بعد از نقش مدیریت، باید نقش برنامه ریزها را بررسی کرد. کیفیت نیز مانند سایر شاخص ها نمی تواند در یک سیستم خودنمایی کند مگر این که از ابتدا در آن سیستم برنامه ریزی شده باشد. بنابراین، سؤال اینجاست که یک برنامه ریز چگونه، عمل می کند تا کیفیت سیستمی را که شناخته افزایش دهد؟ اولین قدم در راه پیشرفت، شناخت شرایط موجود است. هر مهندس باید کیفیت برنامه ریزی های خود را اندازه گیری کند. در عین حال باید بررسی کند که چگونه با ظرفیت های موجود می تواند به حداکثر کیفیت برسدبا اندازه گیری و بررسی مراحل پیشرفت سیستم، به کمک کنترل کیفیت در مییابیم آیا مراحل کاری و استانداردهای سازمان اجرا می شوند یا نه؟ نکته دیگر این که آیا این استاندارد ها و مراحل مختلف در راه به ثمر رساندن خوب کارها و اهداف موثر هستند یا نه؟ وقتی این استانداردها در نظر گرفته نمی شوند علت چیست؟ نکته دیگــر این که آیــا ایـــن استانداردها و مراحل مختلف در راه به ثمر رساندن خوب کارها و اهداف مؤثر هستند یا نه؟ وقتی این استانداردها در نظر گرفته نمی شوند، کنترل کیفیت، علل ایجاد مشکلات را بررسی می کند و به مدیریت کمک می کند تا یک راه حل جدید ارائه دهد و پیشرفت را به سیستم برگرداند. با تست کردن محصولات می توان میزان پیشرفت سیستم را بررسی کرد. کنترل کیفیت، میزان کیفیت به دست آمده را بررسی میکند و به این ترتیب مدیریت می تواند تعیین کند که آیا مراحل کاری برای نیازهای پروژه مناسب بوده اند یا نه؟ وقتی میزان نواقص بالاتر از میزان پیشبینی شده باشد، کنترل کیفیت می تواند کمک کند تا دلایل روشن شود و اقدامات در جهت رفع مشکل انجام شود.

نظرات