Loading...
مشاوره، طراحی، ساخت و نظارت اتاق تمیز و نوسازی و بازسازی، نگهداری و تعمیرات، بهینه سازی کارخانجات (دارویی، ملزومات دارویی، تجهیزات پزشکی، آرایشی و بهداشتی، ضدعفونی کننده ها، شوینده ها، مواد غذایی و صنعتی)

ملاحظات اقتصادی نيروگاه های ژئوترمال ( خروجی- اتمسفری و خروجی- كندانس)

ملاحظات اقتصادی نيروگاه های ژئوترمال ( خروجی- اتمسفری و خروجی- كندانس)

ملاحظات اقتصادي مربوط به نيروگاههاي خروجي- اتمسفري و خروجي- كندانس

رفتار اقتصادي توربينهاي سرچاهي تا حد بسيار زيادي به فلسفه ساخت و راه اندازي آنها بستگي دارد هر جا چاههاي اكتشافي با هدف تعيين سطح بهينه توليد و سپس چاههاي توليد براي حمايت از توليد بيشتر حفر شده اند هزينه كليه اين فعاليتها (كه بر اساس مطالعات امكان سنجي اوليه محاسبه مي شود) نشان داده است كه آنها توجيه اقتصادي لازم را دارا بوده و هزينه هاي طرح با فروش برق حاصل توسعه نهايي آن مسترد خواهد گرديد. بنابراين چنانچه قصد بررسي توجيه اقتصادي راه اندازي واحدهاي سر چاهي به روی چاههای اكتشافي يا توليدي اوليه را داشته باشيم تنها لازم است منافع اضافي حاصله را با هزينه هاي اضافي  صرف شده مقايسه كنيم .

منافع اضافي حاصله شامل برق توليد شده و اطلاعات تست مخزن، و هزينه هاي اضافي شامل هزينه راه اندازي واحدهاي سرچاهي و كليه چاههاي اضافي، به استثناء چاههاي موجود مي باشند به طور واضح، چنانچه بخواهيم اقتصادي ترين راه را براي افزودن ظرفيت به يك سيستم توليد برق انتخاب كنيم، هزینه هايي كه تا كنون با آنها مواجه بوده ايم، يقيناًَ اجتناب ناپذير خواهند بود و كم هزينه ترين گزينه ممكن، گزينه اي خواهد بود كه هزينه هاي اضافي آن در پايين سطح ممكن قرار داشته باشد. با اينحال، اگر قرار بر اين باشد كه يك منبع حفاري نشده با استفاده از توربينهاي سرچاهي توسعه داده شود تا مثلاًَ پاسخگوي بخش كوچكي از نياز ساكنين يك روستا باشد، در اين صورت تمامي چاههاي حفر شده براي اين منظور بايد در ارزيابي اقتصادي طرح مدنظر قرار داده شوند.

با رجوع به مطالبي كه در مورد هزينه راه اندازي واحدهاي نيروگاهي خروجي- اتمسفري و خروجي – كندانس بيان شد، اين يك تفاوت اساسي است كه هزينه اوليه راه اندازي يك واحد نيروگاهي خروجي – كندانس (به استثناء هزينه چاهها) معمولاًَ ٥٠% بيشتر از يك واحد ينروگاهي خروجي – اتمسفري با ظرفيت مشابه است. با اينحال، اگر هزينه چاهها نيز مدنظر قرار داده شود، در اين صورت هزينه اوليه راه اندازي واحد نيروگاهي خروجي- كندانس معمولاًَ اندكي كمتر از واحد نيروگاهي خروجي – اتمسفري خواهد بود، اين بدين دليل است كه تعداد چاههاي مورد نياز براي تغذيه يك واحد خروجي- اتمسفري تقريباًَ دو برابر يك واحد خروجي – كندانس مي باشد. بدين ترتيب هرگاه نياز باشد كه ظرفيت اضافي به سيستم افزوده شود، به همان نسبت نياز خواهد بود كه چاههاي اضافي حفر شوند؛ بنابراين گزينه خروجي – كندانس معمولاًَ جذابتر از گزينه خروجي – اتمسفري است. اين البته براي مواردي صادق است كه قبلاًَ تصميم نهايي براي توسعه طرح و افزايش توليد اخذ شده باشد و معمولاًَ براي بهره برداري بلند مدت از چاههاي موجود مورد استفاده قرار مي گيرد، اگر تقاضا براي ظرفيت بيشتر قابل پاسخگويي با يك واحد خروجي –كندانس باشد. ضمناًَ همواره  ترجيح داده مي شود كه بهره برداري از منبع ژئوترمال با كارآمد ترين روش ممكن انجام پذيرد با اينحال چنانچه تصميم بر آن باشد كه از فرصت پيش رو براي توليد برق از چاههاي حفر شده ( موجود) استفاده شود، در اين صورت معمولاًَ واحد خارجي- اتمسفري مطلوبتر و اقتصادي تر خواهد بود.

بنابراين نكته بارزي كه در پاراگراف پيشين بدان اشاره گرديد، وجود تفاوت در پاسخ به اين سوال اساسي است كه آيا توسعه طرح و افزايش توليد با هدف پاسخگويي به نياز بازار صورت مي پذيرد يا اينكه براي صرفه جويي در وقت و استفاده از فرصت پيش رو ؟ چنانچه پاسخ ، معطوف به بخش اول سوال بوده و ظرفيت مورد نياز بيشتري از حدي باشد كه ، مثلاًَ، بتوان آن را نصب و راه اندازي واحدهاي خروجي – اتمسفري بر روي چاههاي موجود تامين نمود، در اين صورت توسعه طرح بايد از طريق حفر چاههاي بيشتر يا استفاده از يك واحد جايگزين انجام پذيرد (كه اين امر مستلزم صرف هزنيه هايي اضافي است). بنابراين ، در اينگونه موارد، واحدهاي گرانقيمت  تر خروجي – كندانس ممكن است اقتصادي تر جلوه كنند، زيرا تعداد چاههاي مشابه مي توان تقريباًَ دو برابر واحد هاي خروجي- اتمسفري ظرفيت حاصل نمود. اگر توسعه با هدف صرفه جويي در وقت و استفاده از فرصت موجود (پيش رو ) انجام پذيرد، در اين صورت بايد ديد كه آيا هزينه توليد برق از چاههاي موجود كمتر از هزينه اجتناب شده توليد است كه در صورت استفاده از روشهاي ديگر ناچار به پرداخت آن مي بوديم يا خير.

نظرات