Loading...
مشاوره، طراحی، ساخت و نظارت اتاق تمیز و نوسازی و بازسازی، نگهداری و تعمیرات، بهینه سازی کارخانجات (دارویی، ملزومات دارویی، تجهیزات پزشکی، آرایشی و بهداشتی، ضدعفونی کننده ها، شوینده ها، مواد غذایی و صنعتی)

اثرات زیست محیطی استفاده از منابع و نیروگاههای ژئوترمال

اثرات زیست محیطی استفاده از منابع و نیروگاههای ژئوترمال

منابع آلودگی

در بيشتر موارد، ميزان تاثيري كه بهره برداري از منابع انرژي ژئوترمال بر روي محيط زيست مي گذارد، با وسعت ابعاد اين بهره برداري متناسب است. توليد برق در نيروگاههاي سيكل دو سياله نيز مشابه كاربردهاي حرارتي مستقيم بر محيط زيست تاثير خواهد گذاشت. تبعات زيست محيطي انرژي ژئوترمال بطور بالقوه در مورد نيروگاههاي برق متداول از نوع خروجي- اتمسفري يا خروجي – كندانس بيشتر است، بويژه بر روي كيفيت هوا، اما مي توان دامنه آنها در محدوده قابل قبولي ثابت نگاه داشت، بخصوص اگر سرو كار ما با منابع كوچك ژئوترمال و نيروگاههاي كوچك ( <10 MWe) باشد. هر تغييري در دماي محيط زيست ما بايد بدقت مورد ارزيابي و سنجش قرار گيرد و ميزان انطباق آن بر قواعد زيست محيطي حاكم، كه  در برخي ازكشورها بسيار سختگيرانه و دقيق تنظيم مي شوند، معين گردد، زيرا يك تغيير به ظاهر ناچيز باعث وقوع زنجيره اي از حوادث شود كه به سختي مي توان پيشاپيش، ارزيابي دقيقي از آنها به عمل آورد.

به عنوان مثال، يك افزايش صرف به ميزان C º ٣-٢ در دماي يك آبگير، كه در اثر تخليه پساب خروجي از يك واحد بهره برداري بوجود آمده است، مي تواند اكوسيستم آن را شديداًَ تحت تاثير قرار دهند آن دسته از ارگانيسم هاي گياهي و جانوري كه نسبت به تغييرات دما حساسترند، مي توانند به تدريج نابود شوند و گونه هاي خاصي از ماهيان را بدون منبع غذايي شان در آب تنها بگذارند. افزايش دماي آب مي تواند باعث ايجاد اختلال در رشد تخمهاي گونه هاي ديگر از ماهيان شود. چنانچه اين ماهي ها، خوراكي بوده و مايه ارتزاق دسته كوچكي از ماهيگيران را فراهم سازند، نابودي آنها مي تواند بحران عميقي را در زندگي اين افراد بوجود آورد. نمونه اي كه هم اينك ذكر شد، يك مثال فرضي بود، اما چندان هم دور از حقيقت نمي باشند.

اثرات زیست محیطی :

نخستين اثر مشهود زيست محيطي واحدهاي نيروگاهي يا غير نيروگاهي ژئوترمال ناشي از عمليات حفاري است، خواه حفر گودالهاي كم عمقي كه براي سنجش گرايان ژئوترمال در مرحله پيش – امكان سنجي اكتشافي حفر مي شوند و خواه حفر چاههاي اكتشافي / توليدي، نصب يك دكل حفاري و كليه تجهيزات جانبي آن مستلزم ساخت جاده هاي مواصلاتي و يك ناحيه مسطح براي انجام عمليات حفاري است، موارد اخير، ناحيه اي به وسعت ٣٠٠ الي ٥٠٠ متر مربع را براي نصب يك دكل كوچك قابل حمل توسط كاميون (با حداكثر عمق ٣٠٠ الي ٧٠٠ متر) تا ١٢٠٠ الي ١٥٠٠ متر مربع براي نصب يك دكل كوچك- الي متوسط (با حداكثر عمق ٢٠٠٠ متر) پوشش خواهد داد. اين فعاليتها شكل ظاهري منطقه را تغيير داده و مي توانند تهديدي جدي براي پوشش گياهي و حيات وحش منطقه قمداد گردد. چنانچه منابع پتانسيل آبهاي سطحي در منطقه وجود داشته باشند، در اين صورت براي جلوگيري از اختلاط آنها با سيالات ژئوترمال خروجي بايد پوشش حائلي براي چاهها درنظر گرفت. وزش بادهاي شديد نيز مي تواند باعث آلودگي آبهاي ژئوترمال شود؛ از اينرو بايد هنگام حفر چاههاي ژئوترمال در مناطقي كه انتظار وجود دماها و فشارهاي بالا براي سيالات خروجي مي رود، اقدام به نصب موانع بادگير نمود. در طول انجام عمليات حفاري   يا عمليات تست جريان ممكن است، گازهاي نامطبوعي به محيط اطراف تخليه شوند گل حفاري نيز، كه تركيبي از بتونيت (Bentonite) و ساير مواد زيانبار براي محيط زيست مي باشد، بايد پس از استفاده از آبهاي ژئوترمال ورودي از تركيب آنها جدا سازي شود. آب خروجي را مي توان مجدداًَ مورد استفاده قرار داد، اما ابتدا بايد آن را در داخل مخازن يا استخرهاي ويژه نگهداري نمود تا از وجود ذرات جامد و تراشه هاي ناشي از عمليات حفاري پاكسازي شود، اساساًَ به محض اتمام عمليات حفاري، تبعات مخرب زيست محيطي آن نيز به پايان مي رسد.

مرحله بعدي، يعني نصب و راه اندازي خطوط لوله اي كه كار انتقال سيالات ژئوترمال را برعهده  خواهند داشت و ساخت واحدهاي بهره برداري، نيز بر حيات جانوران و گياهان وشكل ظاهري منطقه تاثير خواهد گذاشت. چشم انداز منطقه نیز تغيير خواهد نمود، اگرچه در برخي نواحي مانند لاردرلودر كشور ايتاليا خطوط لوله متقاطعي كه  از حومه شهر مي گذرند و برجهاي خنك كن نيروگاه به جزئي از چشم انداز منطقه تبديل شده و جاذبه توريستي مشهوري را بوجود آورنده اند، مسائل زيست محيطي در حين فعاليت واحد بهره برداري كننده نيز بوجود مي آيند. سيالات ژئوترمال (بخار آب يا آب داغ) معمولاًَ حاوي گازهايي نظير دي اكسيد كربن (CO2) سولفيد هيدروژن (H2S) و متان (CH4)، و بعلاوه مواد محلولي مي باشند كه معمولاًَ غلظتشان با دما افزايش مي يابد. بعنوان مثال كلريد سديم (Nacl)، بورون (B)، ارسنيك (As) و جيوه (Hg) جزء منابع آلودگي به شمار مي روند، اگر قرار باشد كه آنها به محيط اطرف تخليه شوند. برخي آبهاي ژئوترمال، نظير آبهايي كه براي گرمايش مناطق مختلف در كشور  ايسلند مورد استفاده قرار مي گيرند، از نوع آبهاي شرين مي باشد، اما اين يك مورد استثناءدر قاعده كلي ژئوترمال به شمار مي رود پسابهاي خروجي از  واحدهاي ژئوترمال نيز دمايي بيش از محيط اطراف خود دارند و از همين رو مي توان آنها را بالقوه يك آلاينده حرارتي قلمداد نمود.

آلودگي هوا به هنگام توليد برق در نيروگاههاي متداول مي تواند به عنوان يك معضل زيست محيطي عمده قلمداد شود. سولفيد هيدرژن، يكي از آلاينده هاي اصلي است حداكثر غلظت مجاز سولفيد هيدروژن، در هوا، بواسطه بوي نامطبوعش، در حدود ٥ جزء در هر يك ميليارد جزء حجمي هوا است و چنانچه غلظت آن حتي اندكي از حد مجاز فراتر رود، تبعات فيزيولوژيكي جبران ناپذيري بروز خواهد نمود. با اينحال مي توان با استفاده از فرآينده هاي گوناگون، ميزان انتشار اين گاز را به حداقل ممكن رسانيد. واحدهاي نيروگاهي سيكل دو سياله، كه براي توليد برق مورد استفاده قرا ر مي گيرند، و همچنين واحدهاي گرمايش منطقه اي نيز ممكن است باعث ايجاد معضلات كوچكتري شوند كه به  سادگي مي توان با اتخاذ سيستمهاي حلقه – بسته، كه  مانع از بروز انتشارات گازي   شوند بر آنها فائق آمد.

تخليه پسابهاي خروجي نيز يكي از منابع پتانسيل آلودگي شيميايي قلمداد    مي گردد. غلطتهاي بالاي مواد شيميايي نظير بورون، فلورايد يا ارسينك در تركيب سيالات ژئوترمال مصرفي را بايد حتماًَ تعديل نمود، سيالات مصرفي را مجدداًَ به داخل مخزن تزريق نمود، يا اينكه بايد از هر دو روش استفاده كرد. با اينحال، سيالات ژئوترمال دما – پايين – الي – متوسط مورد استفاده در اكثر كاربردهاي استفاده – مستقيم معمولاًَ حاوي مقادير اندكي از مواد شيميايي مي باشند. و تخليه سيالات ژئوترمال مصرفي (در اين موارد) به ندرت يك مساله عمده قلمداد مي شود. برخي از اين سيالات مي توانند غالباًَ پس از سرد شدن به آبهاي سطحي تخليه شوند. آبها را مي توان با ذخيره كردن در داخل استخرها يا مخازن ويژه اي كه به همين منظور ساخته مي شوند سردسازي نمود تا از بروز تغييرات ناخواسته در اكوسيستم آبگيرهاي طبيعي (رودخانه، درياچه ها و حتي دريا ) جلوگيري شود

استخراج مقادير فراواني از سيالات ژئوترمال ا زمنابع آبي زير زميني مي تواند باعث وقوع پديده نشست (Subsidence) يا به عبارتي فرونشيني تدريجي سطح زمين شود اين يك پديده بازگشت ناپذير است، اما به هيچ وجه نبايد آنرا  فاجعه اي مصيبت آميز قلمداد نمود، زيرا فرآيند بسيار آهسته اي است كه  به طور يكنواخت در سرتا سر نواحي پهناوري از كره زمين پخش مي شود با این حال، پس از گذشت ساليان متمادي، عمق نشست سطح زمين  مي تواند به مقدار قابل ملاحظه اي برسد (در برخي موارد، چند ده سانتي متر و حتي چند صد متر) و بايد با استفاده از يك روش معين اقدام به مشاهده و ثبت آن نمود با تزريق مجدد پسابهاي ژئوترمال به اعماق زمين مي توان مانع از نشست سطح زمين شد يا اينكه آن را محدود ساخت.

تخليه و يا تزريق مجدد سيالات ژئوترمال به اعماق زمين مي تواند باعث وقوع زمين لرزه يا تشديد آن در نواحي خاصي از كره زمين شود با اينحال، اين زمين لرزه ها به قدري خفيفند كه فقط با استفاده از دستگاههاي اندازه گيري خاص مي توان به وقوع آنها پي برد به نظر نمي رسد كه بهره برداري از منابع كوچك ژئوترمال باعث وقوع لرزه هاي شديد شود و تا كنون نيز هرگز چنين اتفاقي نيافتاد است.

آلودگي صوتي ناشي از فعاليت واحدهاي ژئوترمال را مي توان در مواردي كه واحد به توليد انرژي الكتريكي مي پردازد: يك معضل زيست محيطي قلمداد نمود. آلودگي صوتي واحدهاي حرارتي مستقيم معمولاًَ جزئي و قابل صرفنظر است.

نظرات